X
تبلیغات
فرهنگ رایانه شادگان
فرهنگ رایانه شادگان
مرکز چاپ دیجیتال ( بنر - شاسی - استند ) و نگارش و تنظیم پایان نامه های دانشگاهی
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط فرهاد حامدی |
هر چی تو زندگی دارم و ندارم

هر چقدر دلخوشی هست تو روزگارم

این همه احساس خوب که روبرومه

به خدا به خدا من از تو دارم

به تو مدیونم و میدونم

بسته است به نگات جونم

عاشق تو می مونم

به تو مدیونم و وابسته ام

از دوری تو خسته ام

آخه چیکار کنم که عاشقت هستم

با تو زندگی رو ساختن آرزومه

عشق تو نفس نفس توی گلومه

چه کنم فاصله بینمون اگه هست

کار این زمونه ی نامهربونه

به تو مدیونم و میدونم

بسته است به نگات جونم

عاشق تو می مونم

به تو مدیونم و وابسته ام

از دوری تو خسته ام

آخه چیکار کنم که عاشقت هستم

**************

با تو زندگی رو ساختن آرزومه

عشق تو نفس نفس توی گلومه

چه کنم فاصله بینمون اگه هست

کار این زمونه ی نامهربونه

به تو مدیونم و میدونم

بسته است به نگات جونم

عاشق تو می مونم

به تو مدیونم و وابسته ام

از دوری تو خسته ام

آخه چیکار کنم که عاشقت هستم

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط فرهاد حامدی |

آیندمون آینده ای روشن

حرف جدایی رو نزن با من

فردای خوبی پیش رومونه، دنیا به رفتار تو مدیونه

حالا که خوبیت عاشقم کرده


این عاشقه دور تو میگرده

از هرکس و هرچیز بهتر باش

با من از این هم مهربون تر باش

ترکم نکن

من بی تو بیمارم،دیونه وار دوست دارم

من پیشتم، تنهات نمیزارم

♫♫♫

تا با منی هیچکی نمی تونه،قلب تورو از غم به لرزونه

تا با منی پشت سرت کوهه،روزای تو بی درد و اندوهه

هرچی که تو دستامه می بخشم

دنیای من شعرامه می بخشم

می بخشم از عمرم به تو حتی

وقتی نباشی میرم از دنیا

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط فرهاد حامدی |
هوای خونه از دوریت داره هر لحظه می گیره

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

همین الانشم دیــــــره

کنار پنجره هر روز میشینم تا تو برگردی

ببین با طعم آغوشت منو عاشق ترم کردی


یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم



♫♫♫

هنوزم از تب دستات لبالب غرق آتیشم

هنوزم باورم میشه که من با تو یکی میشم

یه حسی میگه اینجایی، چقد شیرینه احساسم

تو نزدیکی به دستامو

نوازش هاتو میشناسم

یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم

هوای خونه از دوریت داره هر لحظه می گیره

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

همین الانشم دیــــــره

دیـــــــــــره
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

هفته مشاغل 4



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

هفته مشاغل 3



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

هفته مشاغل 2



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |
هفته مشاغل 1


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش دبیرستان کوثرالنبی (س)


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش دبیرستان کوثرالنبی (س)


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش دبیرستان پروین اعتصامی


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |


سفارش دبیریستان پروین اعتصامی


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش دبیرستان امام صادق (ع)


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

ساعت جهت دفتر مدیریت دبیرستان حضرت زهرا(س)


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش دبیرستان نمونه دولتی حضرت زهرا(س)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم بهمن 1392 توسط فرهاد حامدی |

34 دکلمه درباره دهه فجر



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 توسط فرهاد حامدی |
من باختــــــــــــــــــــم ...

من پذیرفتم شكست خویش را پندهای عقل دوراندیش را

من پذیرفتم كه عشق افسانه است این دل درد آشنا

دیوانه است میروم شاید فراموشت كنم در فراموشی

هم آغوشت كنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب

دیدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمی

درد را تلخی برخوردهای سرد را

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 توسط فرهاد حامدی |
گاهی باید کــــــــم شی از بودن ها...



زیاد که باشی...تـــــــکراری می شوی...



بودنت را قدر نمی دانند...



خـــــــــوب بودن ومهربانیت وظیفه ات میشود...



و خیلــــــــــــی زود فراموش میشوی...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

هر روز صبح مادرم می گوید باز که دیشب آب



دهانت بالشت  را خیس کرده من لبخند  میزنم



 و می گویم خدارو شکر هنوز از گریه های شبانه



من بی خبر است.....

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

حرفهای زیادی بلد نیستم …

من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید …

از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی !

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

هر كي دلت رو شكست صداشو در نيار     

       يه روز دلش ميشكنه صداش در مياد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |
خدایا

كفر نميگويم، پريشانم چه ميخواهي تو از جانم

مرا بي آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي

خداوندا تو مسؤلى...

خداوندا اگر روزي بشر گردى!

پشيمان ميشوي از قصه ى خلقت، از اين بودن، از اين عادت...

خداوندا تو ميدانى كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است

چه زجري ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است...


                                            دكتر علي شريعتى

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

درد


برای بعضـــي دردها نه ميتوان گريــــــه کــرد...


نه ميتوان فریاد زد


برای بعضـــی دردها فقـــط ميتوان نگــــاه کرد و بی صـــــدا شکست....!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

تو را به اندازه ي همه ي نبودن هايت دوست دارم

زيرا كه بودن با تو فقط لحظه اى بود

و نبودن با تو عمرى....

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

آدم هـا مى آینـد ...

زنـدگى مى کننـد ...

مى میـرنـد و مى رونـد ...

امـا فـاجعـه زنـدگىِ تــو آن هـنگـام آغـاز مى شـود

کـه آدمى مى رود امــا نـمى میـرد!

مـى مـــانـد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن مى شـود

کـه تـــو مى میـرى

در حالـى کـه زنــده اى !!!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش خانم موسوی

4



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش خانم موسوی

3



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |
سفارش خانم موسوی
2


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم مهر 1392 توسط فرهاد حامدی |

سفارش خانم موسوی

1



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 توسط فرهاد حامدی |
مِـثـل هـَمیـشـﮧ بـَراے تــُو مے نـویـسَـم ..

تــُو بـﮧ نیـتِ هَـر ڪِـﮧ دوسـت دآرے ، بـِخـوآטּ !

مےدانـَم ڪِـﮧ نِمے خـوآنے

مےدانـَم ڪِـﮧ نِمے دانے

حـَتـے مےدانـَم ڪـﮧ گـوش هـَم نِمے دهے !

وَلے مـَـטּ مےدانـَم ڪـﮧ

هـَنـوز هـَمآنـَم ڪـﮧ دوسـتـَت دآشـت ..

اَمـآ
ڪَمے شِـڪَسـتِـﮧ تـَر ..

گآهے دِلنـِوشـتـِﮧ هآیـَم تَـلخُ گـَزَنـدِه مے شـَوَنـد

چـﮧ ڪُنـَم ؟!

دِلـَم پُر اسـت

تــُو بـﮧ دِل نـگـیر ..
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 توسط فرهاد حامدی |
چـــﮧ بیـــهــوده اختــــرآعـ شـُــد ...

» سـَـمـ «! » شکنـــجـــﮧ« » تیـــغ « »
 
چـــو بــﮧ دآر « . و امثــآلـ اینـــهـــآ!

وقتــے یـکـــ خـــآطــره مــے تــَــوآنــــد:

نفســـتــ را بنـــد بیـــآورد

زمــــیــטּ گیــرتـــ کنــــد

تــــو را بـــﮧ گـــریـﮧ بینـــدازد

خونــتـــ را بـــﮧ جــــوشــ آورد و ..
 

.: Weblog Themes By MihanSkin :.