X
تبلیغات
فرهنگ رایانه شادگان


فرهنگ رایانه شادگان

حرف خودمونی (دل)

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 20:27 توسط فرهاد حامدی| |


متن تقدیم پایان نامه

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 23:16 توسط فرهاد حامدی| |

بسم الله الرحمن الرحيم

براساس اطلاعات موثقي كه از نقاط كشور مي‌رسد، پس از اعلام حضورم در انتخابات، اقشار مختلف مردم و بسياري از شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي با درك شرايط داخلي و خارجي، درصدد تشكيل ستادهاي خودجوش براي تنظيم برنامه‌ها هستند كه با سپاس و قدرداني از حُسن‌نيت‌ها و به منظور اتخاذ شيوه‌اي واحد و مبتني بر خردجمعي تبليغاتي و براي جلوگيري از افراط و تفريط‌ها و سوءاستفاده معاندان و مغرضان، لازم است بر مواردي تأكيد نمايم:

1- همه كساني كه دل در گروي نظام اسلامي، ميراث گرانبهاي امام راحل (ره)،  و تلاش در جهت حاكميت عقل و تدبير بر مسند اجرايي كشور دارند، مي‌دانند اعتقاد قلبي من در تمام سالهاي مبارزه، پيروزي، تثبيت و تداوم انقلاب اسلامي و مشي مسئوليت‌پذيري‌ام، پرهيز از تخريب رقبا و احترام به همه سلايق است و توهين و تهمت را حركتي ضدانساني، غيراسلامي و به دور از فرهنگ و تمدن ايران و مغاير با باورهاي ديني و اخلاقي و انديشه‌هاي اعتدال علوي مي‌دانم و از اهداف مهم اينجانب از عرضه خود، ايجاد همدلي و همكاري قاطبه ملت حول محور نظام اسلامي و سند چشم انداز 20 ساله و مقابله با خطرهاي در كمين خارجي و داخلي و اولويت سامان بخشي به معيشت مردم از رهگذر تحقق حماسه سياسي و اقتصادي موردنظر مقام معظم رهبري است.

تاكيدم بر اعتدال ديني و علوي برگرفته از آيات فراوان قرآن كريم، از جمله آيات 128 و 129 سوره مباركه توبه و دستور حضرت‌ علي(ع) به مالك اشتر در توجه به نيازهاي مردم است و انشاء‌الله برادران و خواهران اقوام ايراني، شيعه و اهل سنت و پيروان ديگر اديان و مذاهب در جغرافياي ايران براي اظهارنظرها و تبليغات انتخاباتي به آن توجه مي‌نمايند.

2- همه فعاليت‌هاي تبليغاتي، بايد براساس برنامه‌هاي مدوّن و ستادي و پرهيز كامل از تك‌روي‌ها باشد كه انشاءالله در اولين فرصت، راهكارها و آيين‌نامه‌ي اجرايي آن صادر و براساس آن تصميم‌گيري و عمل خواهد شد.

3- توجه داشته باشيم كه مسندها و مسئوليت‌ها در ايران اسلامي، بستري مناسب به مكتب اهل بيت(ع) و جانفشاني بهترين فرزندان اسلام و اين آب و خاك را دارد كه رعايت بايدها و نبايدهاي اسلامي، از بديهيات تلاش‌هاي تبليغاتي است و نكند خداي نخواسته خواسته‌هاي زودگذر و مسندهاي دنيوي، ما را گرفتار تلخي‌هاي پايدار اخروي نمايد.

4- نبايد هدف، هر وسيله اي را توجيه نمايد و بايد متوجه باشيم كه مبادا در راستاي كارهاي تبليغاتي و با توجيه زمان اندك تا انتخابات، با راه انداختن كارناوال‌هاي انتخاباتي نامناسب با مقررات و شرع و با ايجاد آلودگي‌هاي صوتي و تصويري مغاير با شئونات اسلامي، مزاحمتي براي آسايش و آرامش مردم ايجاد نماييم و اگر غير از اين باشد، مطمئناً از ما نيست.

5- تأكيد بر سلامت كامل هزينه هاي انتخاباتي دارم و لازم است از اسراف در هزينه‌ها پرهيز شود و همه ستادها بايد منابع و مصارف هزينه ها را با دقت و امانت و مراعات طبقه بندي قانوني جّدي بگيرند، به طوري كه در مراكز مسوول كشور جوابگو باشند و سوءظن ها و شائبه هاي معمول در اين زمينه پيش نيايد.

در پايان يك بار ديگر مراتب تقدير خويش را از مردم به خصوص جوانان پرشور و شعور در سراسر كشور عزيزمان در شهرها و روستاها اعلام و تصريح مي‌نمايم كه حركت بر مدار قانون، حتي اگر برخلاف سلايق باشد، عقلاني و منطقي است و انتخابات و تبليغات آن مهمترين زمان براي عرضه فرهنگ مردم‌سالاري ديني در عرصه داخلي و بين‌المللي خواهد بود. «والعاقبه للمتقين»

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 14:16 توسط فرهاد حامدی| |

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:7 توسط فرهاد حامدی| |

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:4 توسط فرهاد حامدی| |

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:0 توسط فرهاد حامدی| |

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 20:58 توسط فرهاد حامدی| |

MAR GOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOL

تیم ما قهرمان میشه - تیم ما قهرمان میشه


نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:6 توسط فرهاد حامدی| |

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:4 توسط فرهاد حامدی| |

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:3 توسط فرهاد حامدی| |

می خواهی بروی ؟
بهانه می خواهی ؟
بگذار بهانه را من دستت دهم
برو و هرکس پرسید بگو لجوج بود
همیشه سرسختانه عاشق بود
بگو فریاد می کرد
همه جا فریاد می کرد
فقط مرا می خواهد
بگو دروغ می گفت
می گفت هرگز ناراحتم نکردی
بگو درگیر بود
همیشه درگیر افسون نگاهم بود
بگو او نخواست
نخواست کسی جز من در دلش خانه کند
اینهمه بهانه برات اوردم
حالا اگر می خواهی برو به سلامت...!!!

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:37 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 21:16 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 21:15 توسط فرهاد حامدی| |

http://upcity.ir/images2/19948504540572085675.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 22:14 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 22:12 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 22:11 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 23:15 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 23:14 توسط فرهاد حامدی| |

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
فرد آلوده شده خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمیبینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
دوری از تو بیمــــار شدن هم دارد

آنقدر درد در این سینه ما جمع شده
این همه عقده تلمبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی ممممممممممم
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم .اسیر غم دنیا هستیم
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 23:13 توسط فرهاد حامدی| |

بی خیالم هم شوی

بی خیالت نمیشوم

میتوانم جای خالیت را 

با خیالت پر کنم

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 23:10 توسط فرهاد حامدی| |

نبخش اما فراموش کن..
همیشه از ادم های بی ارزش ساده بگذر
اگه کسی رفت نگاش نکن و بگو ب درک!!
هیچ چیزو زیر پات نذار وا۳ ادمایی ک ذره ای شعور ندارن...
وقتی برگشت تو چشاش زل بزن و بگو هرررررری...
همیشه خودت باش...
زیاد خوبی نکن ک زیادی میشی
اما خیانت نکن
هیچوقت ب کسی اعتماد نکن...

وقتی یکی بت گفت "دوست دارم"

دلیل نمیشه ک کس دیگه ای رو دوس نداشته باشه


**تمام اینا رو ب خاطرت بسپار**

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 21:22 توسط فرهاد حامدی| |

ای تو ...

هرچه عاشق زارتر ،
معشوق از او بیزارتر . . .

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 21:21 توسط فرهاد حامدی| |

تــــــو را كــــه نمی تـــوانـــــم

حـــذف كنـــــم از آسـمـــــان دلــــــم

بـــه گمــــانـــم بــــایــــد

" منــــی " را نــــابــــود كنــــم

كـــــه

ضمیــــــر مخــــاطبــــش

تنــــــها " تـــــــو " هستـــی !

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 21:20 توسط فرهاد حامدی| |

عشق آدم را داغ می کند

و دوست داشتن آدم را پخته می کند

هر داغی یک روز سرد می شود ،

ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 13:49 توسط فرهاد حامدی| |


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 13:46 توسط فرهاد حامدی| |

می خوای آغوشتو از من بگیری

مثل دیوونه ها تشویش دارم
اخه می دونم اینو، بی تو هر شب

چه روزای بدی در پیش دارم
می خوای یادم بره روزهای خوبو

که توی خاطراتم جون گرفته
نگاه کن قلب خستم سختیا رو

به عشق بوندنت آسون گرفته

نذار دستام گمشه نذار دیوونه ترشم

دل من جا بمونه خودم غرق سفرشم

از این روزای سخت و پر از دلشوره سیرم

یکاری کن عزیزم دارم از دست میرم

کمک کن از شب تردید رد شم

دوباره عاشقم شو باورم کن

نذار از آسمون تو بیافتم

 بمون و عشقتو بال و پرم کن

می خوای آغوشتو از من بگیری...

مثل دیوونه ها تشویش دارم

آخه می دونم اینو بی تو هر شب...

چه روزهای بدی در پیش دارم

نذار دستام گمشه نذار دیوونه ترشم

دل من جا بمونه خودم غرق سفرشم

از این روزای سخت و پر دلشوره سیرم

یکاری کن عزیزم دارم از دست میرم

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 22:46 توسط فرهاد حامدی| |

نقــاش بـاشـی !
چـقــدر می گیـری .. بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی ؟
بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم
یــــک روز آفتابی بکشی که
نــــور آفتـــاب تا میـا...
نـۀ اتاق آمــــده باشد
راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم
نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت ؟

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 11:38 توسط فرهاد حامدی| |

بار اول با معــذرت خواهی..
بار دوم با گـــریه..
بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری !!!
ولی بار چهارم...
دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی!
چون حتی اگه بمونه باز موقتیه !
یعنی کسی که دلـــش با تو نباشه و بخواد بره...میره!

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 10:9 توسط فرهاد حامدی| |

هیچ وقت نفهمیدم...

چرا درست همان کسی که...

فکر میکنی با همه فرق دارد...

یک روز...

مثل همه...

تنهایت میگذارد...؟!!

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 10:7 توسط فرهاد حامدی| |

درد دل .......

پیاده از کنارت گذشتم ، گفتی: قیمتت چنده خوشگله؟ سواره از کنارت گذشتم گفتی : برو پشت ماشین لباسشویی بنشین! در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود. در صف ...فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود. زیرباران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی. در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی. در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی: ”زهرمار!“ در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت ، فحش خواهر و مادر بود. در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم. نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی. من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی, مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی! تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام. عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی. عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد. من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ. من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر. وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است. وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است! اما من دیگر: احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم. احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی. احتیاجی ندارم که توحامی باشی. خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم . با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم . من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم. من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم. به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی. گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند. امروز تو برای همگامی بامن ( و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم ) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی. حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت. روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی و نیز خواهی فهمید همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود. هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد. ممکن است دوست وهمراه تو شوم، اما ملک تو نخواهم شد

نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 23:48 توسط فرهاد حامدی| |


:قالبساز: :بهاربیست:



ایران بوک شاپ - نقش برجسته سفالی - گویا آی تی - تک تمپ - قیمت گوشی | غاز - گرافیک - وبلاگ